امید کریمی کلاس هشتم مدرسه دکتر حشمت طبل
اعضای بدن انسان به زبان انگلیسی

body parts
.
🔹سیاهرگ
🔸Vein
🔹بازو
🔸Arm
🔹پا
🔸Leg
🔹سینه، پستان
🔸Breast
🔹قفسه سینه
🔸Chest
🔹استخوان
🔸Bone
🔹ران
🔸Thigh
🔹انگشت شست
🔸Thumb
🔹اندام های تناسبی
🔸Genitals
🔹صورت
🔸Face
🔹گلو
🔸Throat
🔹دست
🔸Hand
🔹قلب
🔸Heart
🔹سر
🔸Head
🔹پوست
🔸Skin
🔹فک، آرواره
🔸Jaw
🔹زانو
🔸Knee
🔹کبد
🔸Liver
🔹ریه، شش
🔸Lung
🔹معده، شکم
🔸Stomach
🔹دهان
🔸Mouth
🔹گردن
🔸Neck
🔹بینی، دماغ
🔸Nose
🔹کلیه
🔸Kidney
🔹چشم
🔸Eye
🔹گوش
🔸Ear
🔹دنده
🔸Rib
🔹پشت کمر
🔸Back
🔹شانه
🔸Shoulder
🔹ماهیچه
🔸Muscle
🔹انگشت پا
🔸Toe
🔹زبان
🔸Tongue
🔹انگشت
🔸Finger
🔹پا
🔸Foot
🔹عصب
🔸Nerve
نمونه لغات هم آوا با معانی متفاوت

Some Homonyms
چند لغت مشابه از نظر تلفظ ولی متفاوت از نظر معنی (همآوا)
بیابان desert
دسر dessert
مردن die
رنگ کردن dye
اجازه گرفته allowed
با صدای بلند aloud
محراب altar
تغییر کردن، دادن alter
برهنه bare
تحمل کردن bear
نامطبوع coarse
دوره course
کشمش currant
کنونی current
شورا council
مشورت counsel
دوگانه dual
جنگ تن به تن duel
خودنمایی flaunt
تمسخر flout
رسماً formally
سابق formerly
آرام quiet
کاملquite
سبک lightening
روشن شدن lightning
شل loose
از دست دادن lose
بادبان sail
فروش sale
دوختن sew
بذرپاشیsow
درد pain
جام pane
آرامش peace
تکه piece
شخصی personal
کارکنان personnel
ساکن stationary
نوشت افزار stationery
کمر waist
تلف کردن waste
هوا weather
آیا / چه whether
وسایل آشپزخانه به زبان انگلیسی
![]()
وسایل آشپزخانه
Barbecue
🍀 کباب پز
Bottle opener
🍀 در باز کن
Brazier
🍀 منقل
Broiler
🍀 کباب پز توری
Can opener
🍀 قوطی باز کن
Can puncher
🍀 قوطی سوراخ کن
Canister set
🍀 سری قوطی های آشپزخانه
Catch
🍀 دستگیره
Charcoal
🍀 ذغال چوب
Coffee boiler
🍀 قهوه جوش
Dipper
🍀 شیر جوش
Dish drainer
🍀 جا ظرفی
Dish towel
🍀 دستمال ظرف خشک کن
Dish washing machine
🍀 ماشین ظرفشوئی
Electric cooker
🍀 اجاق برقی
Faucet
🍀 شیر آب
تمام زمان ها در زبان انگلیسی در یک نگاه

حال ساده :
🔸I go
حال استمراری :
🔹I am going
حال کامل :
🔸I have gone
آینده ساده :
🔹I will go
حال کامل استمراری :
🔸I have been going
آینده ساده :
🔹I will go
آینده استمراری :
🔸I will be going
آینده کامل :
🔹I will have gone
آینده کامل استمراری :
🔸I will have been going
آینده در گذشته :
🔹I would go
آینده در گذشته استمراری :
🔸I would be going
آینده در گذشته کامل استمراری :
🔹I would have been going
آینده در گذشته کامل :
🔸I would have gone
گذشته ساده :
🔹I went
گذشته استمراری :
🔸I was going
گذشته کامل استمراری :
🔹I had been going
گذشته کامل :
🔸I had gone
افعال مرتبط با بدن انسان
Verbs connected with the mouth and breathing
افعال مرتبط با دهان و تنفس 
Breathe (v) : نفس كشيدن 
Breath (n) : نفس 
Yawn : خميازه كشيدن 
Cough : سرفه كردن 
Sneeze : عطسه كردن 
Sigh : آه كشيدن 
Snore : خروپف كردن 
Hiccup : سكسكه كردن 






Verbs connected with eating and digestion
افعال مرتبط با خوردن و گوارش
Burp ! : آروغ زدن
Chew : جويدن
Rumble/ growl 
قار و قور کردن/صدای شکم
Swallow : بلعيدن
Suck : مكيدن
Lick : ليسيدن
Bite : گاز گرفتن






Verbs connected with the mouth and human sound
افعال مرتبط با صحبت کردن و صدا
Whisper
زمزمه کردن (صدای آرام)
Mumble
من و مِن کردن(ناواضح حرف زدن)
Mutter
زیر لب و آرام سخن گفتن (عموما از روی ناراحتی)
Growl
غر غر کردن
Exclaim
ناگهانی و با صدای بلند چیزی گفتن
Blurt out
بدون فکر و ناگهانی حرف زدن ، بخصوص گفتن چیزی خجالت آور و یا یک راز
Stammer / Stutter
با “لکنت” و وقفه صحبت کردن
(وقتی کسی مشکل تلفظی دارد و یا از هیجان زدگی یا مضطرب بودن نمیتواند خوب صحبت کند )





Verbs connected with eyes and face
افعال مرتبط با چشم ها و صورت 
۱٫ Blink : پلك زدن 
۲٫ Wink : چشمك زدن
۳٫ Frown : اخم كردن
۴٫ Grin : لبخندِ گشاده 
۵٫ Blush : بر اثر خجالت سرخ شدن
۵٫ Weep : گریه کردن 
۶٫ Smirk : پوزخند زدن/پوزخند 






Verbs connected with whole body
افعال مرتبط با کل بدن 
۱٫ Sweat/ Perspire : عرق كردن
۲٫ Tremble
لرزيدن ( بر اثر اضطراب و ترس)
۳ . Shiver : لرزيدن بر اثر سرما
۴٫ Shake : لرزيدن
رده های مختلف سنی در زبان انگلیسی
رده های مختلف سنی در زبان انگلیسی
baby (۰ to 1)……………….نوزاد
toddler (۱ to 2)…………کودک نوپا
childhood (۲ to12)………طفولیت
teenager (۱۳ to 17)……..نوجوان
adult (+۱۸)……………….. بالغ
in your twenties (۲۰ to 30)……بیست تا سی
in your thirties (30 to 40) ……سی تا چهل
middle age (+40)……..میانسالی
retirement (۶۰)…….بازنشستگی
old age(elderly) (+75)….سن پیری
صفات مربوط به آب و هوا

Sunny
having a lot of light from the sun
آفتابی
I hope it’s sunny tomorrow
امیدوارم فردا آفتابی باشه
—————————
Pleasant
enjoyable or attractive and making you feel happy
دلپذیر
I like the pleasant climate of Southern California
آب و هوا دلپذیر کالیفرنیای جنوبی رو دوست دارم
—————————-
Warm
slightly hot, especially in a pleasant way
گرم
I hope we get some warm weather soon
امیدوارم به زودی هوای گرمی داشته باشیم
—————————-
Cool
low in temperature, but not cold, often in a way that feels pleasant
خنک
The evening air was cool
هوای عصر سرد بود
——————————
Hot
something that is hot has a high temperature
بسیار گرم
It is so hot in July
در ماه جولای (هوا)خیلی گرم است
———————————-
Humid
if the weather is humid, you feel uncomfortable because the air is very wet and usually hot
مرطوب و گرم/ شرجی
Tokyo is extremely humid in mid-summer
در وسط تابستون توکیو خیلی شرجی است
———————————
Dry
having very little rain or moisture
خشک
The weather was hot and dry
هوا گرم و خشک بود
——————————-
Sweltering
extremely hot and uncomfortable
بسیار گرم و سوزان
It was a sweltering August day
روزهای ماه اگست بسیار گرم و سوزان بود
————————————
Cold
when there is cold weather, the temperature of the air is very low
سرد
It was so cold this morning I had to scrape the ice off my windshield
امروز صبح خیلی سرد بود مجبور شدم یخ رو از شیشه جلوی ماشینم بتراشم
———————————
Icy
extremely cold
بسیار سرد
He was biking in such an icy wind
او در چنین هوای بادی و سرد دوچرخه سواری میکرد
——————————
Freezing
extremely cold
بسیارسرد
It’s freezing in this house. Can’t I turn on the heating
هوای خونه خیلی سرده میتونم بخاری رو روشن کنم؟
——————————-
Frosty
extremely cold
بسیار سرد و یخ زده
It was a beautiful frosty morning
یک صبح سرد و یخ زده قشنگ بود
—————————
Wet
Rainy
بارانی
There’s more wet weather on the way
روزهای بارانی بیشتری در راهند
—————————-
Damp
slightly wet, often in an unpleasant way
مرطوب و دلمرده